احمد بهشتى
362
تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )
آخر « 1 » كالمسقام و السّقيم ، هو عرضة « 2 » الأذى فى الآخرة . و كلّ واحد من الطّرفين نادر ، و الوسط فاش « 3 » غالب ، و إذا أضيف إليه الطّرف الفاضل صار لأهل النّجاة غلبة وافرة . ترجمه وهم و تنبيه و شايد بگويى : بر بيشتر مردم ، جهل يا طاعت شهوت و غضب ، غالب است . « 4 » چرا به اين مردم ، شرّ نادر نسبت داده شده است ؟ پس گوش فرا ده كه همانگونه كه احوال بدن سه قسم است : يكى آنكه زيبايى و صحت را به كمال رسانيده و ديگر آنكه به كمال نرسانيده - بلكه متوسط است - و ديگرى آنكه زشترو و بيمار است و قسم اوّل و دوم از سعادت زودگذر بدنى بهرهء فراوان يا متوسط مىبرند يا با سلامت زندگى مىكنند ، « 5 » همينطور احوال نفس نيز سه قسم است : يكى آنكه در فضيلت عقلانى و اخلاقى به كمال رسيده و از عالىترين درجهء سعادت اخروى برخوردار است . ديگرى آنكه چنين نيست ، به ويژه در معقولها ، جز آنكه جهل او به گونهاى نيست كه زيانبار در معاد باشد ، هرچند كه ذخيرهء فراوانى از علم ندارد و سودمندى او در معاد ، عظيم
--> ( 1 ) . عطف بر مضافاليه « حال » است . ( 2 ) . عرضه بر وزن لقمه . ( 3 ) . اسم فاعل از « فشى الشيء إذا ظهر » ( العين ، ج 3 ، ص 1398 ) خبر « الوسط » و « غالب » خبر دوم است . ( 4 ) . با توجه به غلبهء قوّهء شهوت و غضب بر بيشتر مردم ، چگونه مىتوان گفت : شرّ انسانها اندك و خيرشان فراوان است ؟ ( 5 ) . شيخ الرئيس مردم را از نظر زيبايى و سلامت ، سه قسم كرده است . قسم اوّل و سوم ، در اقليّت و قسم دوم در اكثريّت است و هرگاه قسم اوّل را هم به دوم اضافه كنيم ، مىبينيم بيشتر مردم در زيبايى و سلامت مطلق يا در زيبايى و سلامت نسبى به سر مىبرند و آنان كه در زشتى و بيمارى مطلقند و هيچ بهرهاى از سلامت و زيبايى ندارند ، بسيار بسيار اندكند .